روز من ....
مادر من مادر من…… تو یاری و یاور من
مادر چه مهربونه……. درد منو میدونه
بی عذرو بیبهونه……. قصه برام میخونه
مادر من مادر من……. تو یاری و یاور من
مادر مهربونم…….. قدر تو رو میدونم
تو با منی همیشه……. من برگم و تو ریشه
مادر من مادر من……. تو یاری و یاور من

بقیه در ادامه مطلب
من امسال با لطف بی کران خدای مهربوون و وجود پسر عزیزم لایق نام * مادر * شدم.
خدایا هزاران بار شکککککککککککر.
امروز اولین هدیه مادر شدنم رو از دستای کوچولوی رادین که البته بابا حمیدرضا جوون زحمتش رو کشیده بود گرفتم.
باباجوون دست گلت درد نکنه.
قربوون اون دستای توپولی کوچولوت برم مامانی....
خوشحالم از اینکه مادرم...... مادر بودن لذتی داره که با هیچ لذتی توی دنیا قابل مقایسه نیست.... احساسیه که هیچ وقت نمیتونم وصفش کنم..... همه خستگی هام توی صدای خنده هات محو میشه.....جوون می گیرم وقتی تو بغلم آروم میگیری......لحظه به لحظه با تو بودن رو دوست دارم.....
مغرورم از اینکه مادرم


روز من ....
