رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 18 روز سن داره

رادین ثمره پاییزی عشقمون

روز من ....

1391/2/23 22:27
1,270 بازدید
اشتراک گذاری

مادر من مادر من…… تو یاری و یاور من
مادر چه مهربونه……. درد منو می‌دونه
بی عذرو بی‌بهونه……. قصه برام می‌خونه
مادر من مادر من……. تو یاری و یاور من
مادر مهربونم…….. قدر تو رو می‌دونم
تو با منی همیشه……. من برگم و تو ریشه
مادر من مادر من……. تو یاری و یاور من

بقیه در ادامه مطلب

من امسال با لطف بی کران خدای مهربوون و وجود پسر عزیزم  لایق نام * مادر * شدم.

خدایا هزاران بار شکککککککککککر.

امروز اولین هدیه مادر شدنم رو از دستای کوچولوی رادین که البته بابا حمیدرضا جوون زحمتش رو کشیده بود گرفتم.

باباجوون دست گلت درد نکنه.

قربوون اون دستای توپولی کوچولوت برم مامانی....

خوشحالم از اینکه مادرم...... مادر بودن لذتی داره که با هیچ لذتی توی دنیا قابل مقایسه نیست.... احساسیه که هیچ وقت نمیتونم وصفش کنم..... همه خستگی هام توی صدای خنده هات محو میشه.....جوون می گیرم وقتی تو بغلم آروم میگیری......لحظه به لحظه با تو بودن رو دوست دارم.....

مغرورم از اینکه مادرم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان عرشیا
3 خرداد 91 9:07
اللهم عجل الولیک الفرج آرزو دارم خورشید رهایت نکند غم صدایت نکند ظلمت شام سیاهت نکند و تو را از دل آنکس که تنش در تن توست حضرت دوست ، جدایت نکند . . . شب آرزوها بیا دعا کنیم برای آن کودکی که در آن سوی پهناور زمین امشب را گرسنه خواهد خوابید. و برای آن بیماری که فردایش را کسی امیدوار نیست. بیا از خدا بخواهیم رنج های آدمی را بکاهد و آرامش او را بیافزاید. خدایا آنکس که امشب صادقانه یادم میکند هر لحظه عاشقانه یادش کن التماس دعا در شب آرزوها
مامان ساینا
5 خرداد 91 21:58
فقط می تونم بگم موافقم. عشق این کوچولوها رو با هیچ عشقی نمی شه مقایسه کرد. خدا حفظشون کنه و سایه پدر و مادر همیشه رو سرشون باشه.
ilijoon
6 خرداد 91 14:22
با سلام تو نظرات دوستام نگاه ميكردم اسم شما رو ديدم كه اوايل كه تازه با ني ني وبلاگ آشنا شده بودم شما جزو اولين دوستام بوديد ولي ديگه نيومديد ؟به هر حال من با افتخار لينكتون ميكنم شما هم اگر دوست داشتيد باز هم به ديدنمون بياييد


ممنونم عزیزم.